![]() |
![]() |
|
|
کجای این جنگل شب پنهون میشی خورشیدکم پشت کدوم سد سکوت پر میکشی چکاوکم چرا بمن شک میکنی من که منم برای تو لبریزم ازعشق تو و سرشارم ازهوای تو لبریزم ازعشق تو و سرشارم ازهوای تو دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقم رو پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقم رو گریه نمیکنم نرو آه نمیکشم، بشین حرف نمیزنم بمون بغض نمیکنم، ببین سفرنکن خورشیدکم ترک نکن من رو نرو نبودنت مرگ منه راهی این سفرنشو نزارکه عشق من و تو اینجا به آخر برسه بری تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه
گریه نمیکنم نرو آه نمیکشم، بشین حرف نمیزنم بمون بغض نمیکنم، ببین نوازشم کن و ببین عشق می ریزه از صدام صدام کن و ببین که باز غنچه میدن ترانه ها اگر چه من به چشم تو کمم، قدیمی ام، گمم اتشفشان عشقم و دریای پر تلاطمم
گریه نمیکنم نرو آه نمیکشم، بشین حرف نمیزنم بمون بغض نمیکنم، ببین |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 18:47 توسط دختر تنها 1370 |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام
هر وقت دلم میگیره میام و به وبم سر میزنم(یه جورایی،وقتای دل تنگیمو پر میکنه).یعنی اگه من این وبلاگو نداشتم درد،دلمو به کی می تونستم بگم؟ انگار فقط من تو این دنیا غم دارم؟ولی نه اینطور نیست،همه غم و دارن ولی کم و زیاد داره!!!نمیدونم چرا هیچی اونطور که دلم میخواست نبود و همه چیز با من ساز مخالف می زد،دقیقا یکسال از مشکلم گذشت(85)!!!احساس میکنم که خدا منو بعضی وقت ها فراموش می کنه!!!هنوزم تنهام و تنها هم خواهم ماند.امیدوارم که همتون به عشقتون برسید.مرسی از اینکه به وبم سر زدید،نظر یادتون نره.خوش باشید.بابای. *سمن/متولد:1370/شیراز * |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| نویسندگان |
|
دختر تنها 1370 دختر تنها |
|
RSS
|