![]() |
![]() |
|
|
"به نام خدا" بیا پیشم برگرد به من بگو اره خیلی دوری دله من اروم نداره خیلی گفتم دوست دارم چندین باره نمی فهمی نمیدونی ای بیچاره حالا میخوای بیای پیشم تنهام برام شب و بسپری به فردا دستات باشه همیشه تو دستام جدا بشه دله من از غم ها My Love Was You,How Could You,Love Was You,How Could You,My Love Was You,How Could You,My Looooove ارزوم تو بودی ابروم تو بودی بی دووم تو بودی بی صفت می خوای بهم بگی دوستم داری تو دروغگویی شده اسون واسه تو حالا میگم یه چیزی تو گوش کن مسیح مرده منو فراموش کن خیلی پستی حرفات همش هستن دروغ برو گمشو عروسکه بی چشم و رو چرا بازی کردی با من ای تو پررو باختی تو این بازی هنوزم هستی دورو فکر نکن شدی واسم مانع خسته شده دلم از بیگانه من دیگه نمیشم ماله تو برو حرفات همش هستن یه بهانه You Dont Deserve Never Gave A Might,If The Losser In The Game Allright,So Go Baby Go Away,So Go Baby Go Away دلت سوخته پشیمونی حالا چرا کجا بودی وقتی چشام بودش به راه حرفات تو گوشمه هنوز با اون صدات خندیدی و گفتی برو با یه نگاه ............................................................................................................. بدون ارش ارش کردم با تو پس دیگه با تو نمیتونه باشه هیچ وقت با تو نمینونه تا کی لطفا دخترا ادم بشید دوست دارم هر جا میری با من باشی تو بازنده ای اینو بدون دختر اگه میگم دوست دارم خوب چون من یه زمانی دیوونه ی چشات شدم اما حالا دیگه نمی خوام نگات کنم دیگه حتی نمی خوام صدات کنم بگم برگرد پیشم دیگه گذشته هروقت میرم عصبانی میشم از دسته تو من نمی خوامت خستم برو تو وجودت داشتی خورده شیشه اون قلبمه که مونده پیشت ولی از پیشت رونده میشه My Love Was You,How Could You,Love Was You,How Could You,My Love Was You,How Could You,My Loooooove ارزوم تو بودی ابروم تو بودی بی دووم تو بودی بی صفت My Love Was You,How Could You,Love Was You,How Could You,My Love Was You,How Could You,My Loooooove ارزوم تو بودی ابروم تو بودی بی دووم تو بودی بی صفت
"پایان" |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 13:31 توسط دختر تنها 1370 |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام
هر وقت دلم میگیره میام و به وبم سر میزنم(یه جورایی،وقتای دل تنگیمو پر میکنه).یعنی اگه من این وبلاگو نداشتم درد،دلمو به کی می تونستم بگم؟ انگار فقط من تو این دنیا غم دارم؟ولی نه اینطور نیست،همه غم و دارن ولی کم و زیاد داره!!!نمیدونم چرا هیچی اونطور که دلم میخواست نبود و همه چیز با من ساز مخالف میزد!!!احساس میکنم که خدا منو بعضی وقت ها فراموش می کنه!!!امیدوارم که همتون به عشقتون برسید.مرسی از اینکه به وبم سر زدید،نظر یادتون نره.خوش باشید.بابای. *سمن/متولد:1370/شیراز * |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| نویسندگان |
|
دختر تنها 1370 دختر تنها |
|
RSS
|