![]() |
![]() |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 15:33 توسط دختر تنها 1370 |
|
|
قلبم رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا ؟؟؟ چون حالا هر تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره .
غنچه از خواب پرید و گلی تازه به دنیا آمد .خار خندید به گل گفت سلام و جوابی نشنید.خار رنجید ولی هیچ نگفت . ساعتی چند گذشت ، گل چه زیبا شده بود ! دست بیرحمی آمد نزدیک گل سراسیمه ز وحشت افسرد لیک آن خار در آن دست خلید. و گل از مرگ رهید. صبح فردا که رسید : خار با شبنمی از خواب پرید . گل صمیمانه به او گفت :"سلام"
عشق يك نوع مرضي است كه ميكروب آن از طريق چشم ، وارد قلب مي شود . مرض عشق اين روزها شباهت زيادي به آدامس دارد . اول شيرين ، بعد دوست داشتني ، سپس تكراري و خسته كننده و در آخر دور انداختني .
@@@...............@@............@@...........@@@........@@.........@@@@@@@........... @@@...............@@............@@.............@@@.....@@..........@@@@@@@........... @@@..........@...@@..........@@...............@@@...@@...........@@@..................... @@@@@@@....@@........@@.................@@@.@@............@@@..................... @@@@@@@......@@@@@......................@@@@..............@@@@@@@@@
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 15:16 توسط دختر تنها 1370 |
|
|
می نویسم خستگی های دلم را می نویسم تا نگویند بی کسم می نویسم زخمهای تنم را می نویسم از برای این تنم می نویسم برگهای زندگی را می نویسم آذر بخت دلم می نویسم مرحم این زخم ها را می نویسم تا بگویند عاشقم .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 15:31 توسط دختر تنها 1370 |
|
|
برخاك بخواب نازنين تختي نيست اواره شدن حكايت سختي نيست از سردي اشكهاي خود فميدم لبخند هميشه راز خوشبختي نيست
پرسید : به خاطر کی زنده هستی ؟ با اینکه دلم می خواست با تمام وجود داد بزنم "به خاطر تو " بهش گفتم : به خاطر هیچ کس . پرسید : پس به خاطر چه زنده هستی ؟ با اینکه دلم فریاد میزد " به خاطر تو " با یک بقض غمگین گفتم : به خاطر هیچ چیز . ازش پرسیدم : تو به خاطر چی زنده هستی ؟ در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود گفت : بخاطر کسی که بخاطر " هیچ " زنده است
از شکوفه تا مرگ راه کميست . زندگی در کوتاهترين فاصله ها جاريست . لحظه هاييست در اين کوتاهی که پر از خواستن است . و برای بودن يک بهانه کافيست.
عاشق آنکسي باش که بر دو طرفه بودن عشق اصرار مي کند(( دانته)) عشق حقيقي هيچگاه يکنواخت و آرام پيش نمي رود(( شکسپير)) آنان که عشق خود را آشکار نکنند معشوق نخواهند بود ((شکسپير |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 14:45 توسط دختر تنها 1370 |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام
هر وقت دلم میگیره میام و به وبم سر میزنم(یه جورایی،وقتای دل تنگیمو پر میکنه).یعنی اگه من این وبلاگو نداشتم درد،دلمو به کی می تونستم بگم؟ انگار فقط من تو این دنیا غم دارم؟ولی نه اینطور نیست،همه غم و دارن ولی کم و زیاد داره!!!نمیدونم چرا هیچی اونطور که دلم میخواست نبود و همه چیز با من ساز مخالف می زد،دقیقا یکسال از مشکلم گذشت(85)!!!احساس میکنم که خدا منو بعضی وقت ها فراموش می کنه!!!هنوزم تنهام و تنها هم خواهم ماند.امیدوارم که همتون به عشقتون برسید.مرسی از اینکه به وبم سر زدید،نظر یادتون نره.خوش باشید.بابای. *سمن/متولد:1370/شیراز * |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| نویسندگان |
|
دختر تنها 1370 دختر تنها |
|
RSS
|